تبليغاتX
عرفان

عرفان

یادداشتهای من درباره عرفان

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود ... کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد

جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر
کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 21:32  توسط عرفان  | 

حلقه ارتباط ویژه

حلقه ارتباط ویژه 

بسم الله الرحمن الرحیم

تمام مردم دنیا، جهت بهره گیری از درمان، رسیدن به آرامش، کاهش اضــــــطراب و نـــــــگـــــرانی و ...

می توانند از این ارتباط به طور نامحدود بهره مند شوند.

لازم به توضیح است که کلیه انسانها در تمام نقاط دنیا، می توانند ارتباط گرفته و وارد این حلقه گردند.

شــــــرط برقراری ارتباط و حضور در این حلقه، فقط و فقط شاهد بودن است.

شـاهد بودن، به معنی تسلیم و بی طرفی است و فرد اتصال گیرنده، فقط کافی است که بدون قضاوت

شاهد برقراری این حلقه باشد.

 

                                                      نحوه برقراری ارتباط ویژه

 

تمام مردم دنیا در هر زمان که مایل باشند می توانند در حلقه ارتباط ویژه قرار گیرند کافی است چشمان خود را ببندد و فارغ از وقایع بیرونی شاهد وجود خودش گردد.

منظور از شاهد بودن این است که فرد بدون هیچ گونه قضاوت، متوجه وجودش و تغییرات در حال انجام باشد. به محض شاهد شدن فرد وارد این حلقه شده و ارتباط آغاز می گردد. و هوشمندی حاکم بر جهان هستی فرد را در معرض ارزیابی و اسکن قرار می دهد و پروسه درمان از طریق هوشمندی شروع می شود. بستن چشم هیچ گونه الزامی ندارد. و فقط جهت جلوگیری از پرت شدن حواس به اطراف انجام می گردد و گرنه هرکس در هر لحظه و در هر حالتی (خوابیده، نشسته، مشغول انجام کار، چشم باز یا بسته) وارد حلقه ارتباط ویژه گردد و از نتایج آن بهره مند شود.

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 7:57  توسط عرفان  | 

راز

در این دنیا راز بزرگی وجود دارد که ما از آن غافلیم و بخاطر غفلت از آن عمر خود را به تباهی میدهیم. آن راز بزرگ چیزی نیست جز اینکه ما خود، دنیای خود را خلق می کنیم. وقایعی که برای ما اتفاق می افتند، چیزی جز علایق و خواسته های قلبی ما نیستند که توسط جهان هستی اجابت شده و زندگی کنونی ما را شکل داده اند. ما هر چیزی را که تصور میکنم، جذب می کنیم. این یک قانون اساسی در زندگی است. تصور ما از زندگی، چه خوب و چه بد، به سوی ما می آید.

به همین سبب هم بوده که خداوند متعال فرمود "روزی شما تضمین شده است". به این معنی که کسی در این جهان بی روزی نمی ماند؛ چرا که هر کسی خود، روزی خود را به سمت خود جذب می کند. و از آنجا که کسی نیست که نخواهد روزی بخورد و همه محتاجند، روزی به سمت همه انسان ها گسیل می شود؛ اما هر کس بنا به ذهنیت و تصوری که جذب کرده است.

مشکل ما فقر و کمبود امکانات نیست، بلکه مشکل ما قفل ذهنی است. یک فرد فقیر از آن رو فقیر است که گرفتار قفل ذهنی خود است. او تصور می کند که روزی او، همین مقدار اندک است و بیشتر و بهتر از آن در ذهنش نمی گنجد. از ته دل نمی تواند خود را ببیند که اوضاع زندگی اش جز این است. اما فردی که در خانواده ثروتمند به دنیا آمده، از آن رو که جز بهره مندی و ثروت چیز دیگری ندیده، تصوراتش نسبت به زندگی به همین صورت شکل گرفته است و جهانی که او به سمت خود جذب می کند، جهان برخورداری است.

از اینجا مشخص می شود که چقدر بخل و حسادت ناپسند است. در جهانی که همه چیز برای همه خلایق مهیاست و هرکس بنا به چیزهایی که جذب می کند، بهره مند می شود، حسادت عین بی خردی است.

حسود، حسادت می کند و می گوید چرا من ندارم؟ من که شایستگی ام بیشتر است. چرا خداوند به فلان شخص داده و به من نمی دهد؟ او با ارسال تشعشعات منفی، هم خود در فاز منفی است و هم بر زندگی فرد مورد حسادت تاثیر منفی می گذارد. در صورتی که نمی داند خودش هم چیزی را برداشت می کند که قبلا در ذهنش کاشته است.

بنابراین یکی از حسرت های قیامت، مکشوف شدن این راز برای انسان، و دیدن کردارش در دنیا است.

برای بهره مندی از این راز می بایست همواره در فاز مثبت زندگی کرد. به آروزها و خواسته ها نظر کرد. از وضع موجود لذت برد و بخاطر مواهب خدادادی که اکنون در اختیار ماست، شکر گذار بود. می بایست تصورات خود را تغییر داد.

در اینجا سوالی پدید می آید و آن این است که چرا تاکنون از این راز بی اطلاع بودیم؟ جواب این است که غفلت ما از این امر، به واسطه وسوسه شیطان است تا ما را به مهلکه حرص و آز بیفکند و اخلاق شکر گذاران را از ما بگیرد.

با درک این راز به این نکته پی می بریم که مواهبی که به ما می رسد، ناشی از ذهنیت ماست که توسط جهان هستی پاسخ داده شده است. لذا باقی افراد و عوامل، وسیله بوده اند و جز از خالق این نظام و سیستم و کسی که آن را تابع ما قرار داد، نباید از کس دیگری سپاس گذار بود.

مشکل اینجاست که ما تنها عادت کرده ایم، مفاهیم تیپیکال را از جمله ها برداشت کنیم و به دلیل قفل ذهنی ایجاد شده از زمان کودکی تا به حال و تاثیر نظام آموزش و پرورش و والدین و ... نمی توانیم مقصود راه گشا را از این آموزه ها برداشت کنیم. البته در این میان، عمل وسوسه شیطان را که می خواهد همه چیز را به گونه دیگری جلوه دهد، نباید نادیده گرفت.
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 0:29  توسط عرفان  | 

ابطال طلسم از طريق عرفان الهي

طِلِسم نوشته‌ای از کلمات و اشکال و ارقام و جداول است که دعانویسان و جادوگران و فال‌بینان، با استفاده از تعالیم منتج شده از شیاطین و عرفان قدرت و ...، بسته به میزان ماندگاری مورد نظرشان، روی کاغذ و تکه فلز و پوست و حیوانات نقش می‌کنند. تفاوت مهم میان دعا و طلسم این است که دعا را به زبان مرسوم و کامل می‌نویسند، ولی در طلسم کلماتی از دعا را با حروف لایقرایی، خط و نقطه و حروف شکلی می‌نویسند و به همین دلیل فهم نوشته‌های روی آن برای عوام ممکن نیست. پاره‌ای بر این باورند که این طلسم بر پایه دعایی که هنگام ساخت آن خوانده شده یا روی آن نوشته شده باشد دارای اثر و توانایی خواهد بود. این واژه از فارسی به دیگر زبان‌ها چون عربی (در عربی طِلَسم و جمعش طلاسم) و انگلیسی (در انگلیسی talisman) راه یافته است.
ابطال طلسم از امورات پیچیده است و چون اکثر افراد از من دون الله برای اینکار استفاده می کنند، یا مثمر ثمر واقع نمیشود و یا اینکه خود اینکار اثر جانبی ایجاد میکند. اما ما در اینجا از یاری و مدد الهی برای اینکار استفاده میکنم که خود عالم بر تمام جهات و گره گشای مطلق است.
دوستاني كه احساس مي‌كنند كسي براي آنها يا ديگر عزيزانشان طلسم و دعا نوشته ميتوانند و يا دعا و طلسمي در اختيار دارند كه ميخواهند ابطال شود، ميتوانند نام، سن، نام شهر و كشوري كه در آن اقامت دارند، را به poweraffectation@yahoo.com ارسال کنند، تا طلسم مورد نظرشان را براي آنها باطل كنيم.
البته ذكر اين نكتع ضروري است كه وقتي براي فردي طلسم و دعا نوشته يا ساخته ميگردد، آن طلسم موجب اثرات عميقي برروي فرد مي گردد و از ميان بردن كامل آن اثرات (نظير افسردگي، وسوسه، افکار پریشان، توهم و ...) نيازمند كارهاي جانبي ديگري است، كه در صورتي كه نيازمند رفع کامل مشکل باشيد، ميتوانيد email بزنيد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 11:31  توسط عرفان  | 

شفا و درمان از راه دور از طريق عرفان

دوستاني كه از بيماري رنج ميبرند و يا حتي مي‌خواهند امتحان كنند، ميتوانند نام، سن، ساعتي را كه مي خواهند در آن ساعت اتصال بگيرند و نام شهر و كشوري كه در آن اقامت دارند، را به poweraffectation@yahoo.com ارسال کنند، تا در آن ساعت بر روي آنها كار درمان صورت گيرد.

نحوه برقراری ارتباط:

پس از اعلام نام خود در قسمت نظرات، شما می توانند هر روز در آن ساعتي كه اعلام كرده ايد، در حلقه درمان قرار گیريد. کافی است چشمان خود را ببنديد و فارغ از وقایع بیرونی شاهد وجود خود باشيد.

منظور از شاهد بودن این است که فرد بدون هیچ گونه قضاوت، متوجه وجودش و تغییرات در حال انجام باشد. به محض شاهد شدن فرد وارد این حلقه شده و ارتباط آغاز می گردد. و هوشمندی حاکم بر جهان هستی فرد را در معرض ارزیابی و اسکن قرار می دهد و پروسه درمان از طریق هوشمندی حاكم بر جهان هستي (يدالله) شروع می شود. بستن چشم هیچ گونه الزامی ندارد. و فقط جهت جلوگیری از پرت شدن حواس به اطراف انجام می گردد و گرنه در هر حالتی (خوابیده، نشسته، مشغول انجام کار، چشم باز یا بسته) فرد مي تواند وارد حلقه درمان گردد و از نتایج آن بهره مند شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 7:17  توسط عرفان  | 

آشنايی با فرادرمانی

فرادرماني شاخه‌ای از درمانهاي مكمل می‌باشد و ماهيتي كاملاً عرفاني دارد. در اين شاخه‌ی درماني، بيمار توسط فرادرمانگر به شبكه شعور كيهانی (شبكه آگاهی و هوشمندی حاكم بر جهان هستي، روح القدس) متصل شده و ضمن ارايه اطلاعاتی از نحوه اتصال خود، از طريق گرم شدن، سرد شدن، درد گرفتن، تير كشيدن، ضربان زدن، تشنج و... اعضاي معيوب و تنش‌دار بدن او مشخص شده و با حذف علايم، روند درمان آغاز می‌شود.

نام فرادرماني از آنجا بر روي اين شاخه گذارده شده است كه از نوعی نگرش به نام فراكل نگري ناشي شده است. در اين نگرش به انسان، به وسعت و عظمت جهان هستي نگاه می‌شود نه صرفاً مشتي گوشت و پوست و استخوان.

 جهان انسان شد و انسان جهاني
از اين پـاكيــزه تـر نـبود كــلامــي

 

در این نگرش، انسان مجموعه‌ای است از جسم، روان، ذهن و کالبدهای متعدد دیگر، مبدل‌های انرژی مختلف (چاکراها) کانال‌های محدود و مسدود انرژی (کانال‌های مطروحه در طب سوزنی)، حوزه‌های مختلف انرژی پولاریتی بدن، حوزه‌ی بیوپلاسما، شعور سلولی، فرکانس مولکولی... و بی‌نهایت اجزای تشکیل دهنده‌ی ناشناخته‌ی دیگر. 

در این مکتب عرفانی برای درمان انسان، به همه‌ی اجزای وجودی او توجه شده و کل وجود، به طور همزمان در ارتباط با شبکه شعور کیهانی قرار می‌گیرد تا با صلاحدید و هوشمندی آن، نسبت به رفع اختلال در اجزای مختلف، کارهای فرادرمانی لازم، توسط شبکه روی بیمار صورت گرفته و مراحل درمان را طی کند.

بنابراین، از این دیدگاه، براي درمان همه نوع بيماري می‌توان از اتصال به شبکه شعور کیهانی كمك گرفت و فرادرمانگر اجازه ندارد که هیچ نوع از انواع بیماری‌ها را غیرقابل علاج بداند، زيرا برای شعور و هوشمندی کیهانی هر نوع اصلاح و رفع هر اختلالی در بدن امکان‌پذیر می‌باشد.

توضیح اینکه شبكه شعور كيهاني، مجموعه هوش و خرد و يا آگاهي حاكم بر جهان هستي است كه به آن آگاهي نيز گفته می‌شود و یکی از سه عنصر موجود در جهان هستی می‌باشد. نظر به اينكه آگاهي نه ماده است و نه انرژي، بنابراين بعد زمان و مكان بر آن نيز حاكم نبوده و درمان به كمك اين شبكه از راه دور و نزديك امكان‌پذير است. همچنين فاقد كميت بوده و قابل اندازه‌گيري نيست و همان گونه كه ذكر شد، فقط با ايجاد انگيزش‌هايي در بدن بيمار، نقطه‌ی اثر آن آشكار می‌شود. بنابراين، درمانگر نمی‌تواند از بابت قدرت آن، چيزي را به خود نسبت دهد.

سه عنصر تشکیل دهنده جهان هستی عبارتند از: ماده، انرژی و آگاهی.

نکته‌ی مهم در این مکتب این است که بر خلاف خیلی از روش‌ها، درمان توسط درمانگر انجام نشده بلکه از طریق اتصال به شبکه شعور کیهانی صورت می‌گیرد و درمانگر صرفاً نقش یک واسطه را بازی می‌کند تا حلقه‌ای به نام حلقه‌ی وحدت - حبل الله (که حلقه‌ی بسیار هوشمندی می‌باشد؛) تشکیل شود. سعدی در مورد این حلقه چنین می‌گوید:

سلسله‌ی موی دوسـت، حلقه‌ی دام بلاســت هرکه در این حلقه نیست، فارغ از این ماجراست

شرط اساسی برای نتیجه گرفتن از فرادرمانی، حضور بیطرفانه در این حلقه می‌باشد، درست مانند یک شاهد و نظاره‌گر و نیازی به داشتن اعتقاد و ایمان نیست و خارج بودن از این حلقه نیز، به معنی محروم بودن از فیض این حلقه می‌باشد.
با توضیح فوق مشخص می‌شود که فرادرمانی به انرژی و مهارت درمانگر بستگی نداشته و نیازی به داشتن استعداد و قدرت و انرژی خاصی نمی‌باشد، بلکه درمان، توسط هوشی بسیار برتر هدایت می‌شود و قابلیت‌های فردی تاثیری در انجام آن ندارد. در نتیجه، فرادرمانگر نیز دچار هیچ نوع عارضه‌ای مانند خستگی و تحلیل جسمی نمی‌شود و نیازی به جبران انرژی از طبیعت و غیره را نخواهد داشت. .

 

در این مکتب، فرد از تمام توانایی‌ها و قابلیت‌های فردی کاملاً خلع سلاح شده و بدون داشتن هیچ گونه وسیله و روشی که بتواند آن را به خود نسبت دهد، اقدام به درمانگری می‌نماید و در این راستا برای درمان و درمانگری از هیچ نوع تمرکز، تصور و تخیل، ذکر و مانترا، ترسیم سمبل، تلقین و روش‌های خود هیپنوتیزم و... استفاده نمی‌شود.

همچنین در این مکتب اعتقاد بر این است که انسان در این رابطه می‌تواند از توانمندی‌های معنوی بسیار زیادی برخوردار باشد که توان فرادرمانگری یکی از آن‌ها است و از این اتصال می‌توان در شناخت گنج‌های درونی بهره برداری نموده و به روشن بینی (که به معنای روشن دیدن و اشراق، رسیدن به وضوح، فهم و درک روشن از جهان هستی می‌باشد،) رسیده و زمینه‌ی ارتقاء روح فردی و جمعی جامعه را فراهم نماید و این خود می‌تواند باعث اعتلای انسان شده و از درد و رنج او بکاهد. زیرا درد و بیماری شایسته‌ی انسان، (همان اشرف مخلوقاتی که خداوند برای خلق او به خود تبریک گفت،) نیست و تلاش برای رهایی از درد و رنج و خفت و خواری، نه تنها کارمایی(عکس العمل منفی) برای او به وجود نمی‌آورد، بلکه جزء رسالت انسان نیز می‌باشد؛ خصوصاً این که علت برخی از دردها و بیماری‌ها صرفاً ناشی از طرز فکر و بینش‌های غلط او می‌باشد.


درمان به عنوان یک روش عرفانی، در راه رسانیدن درمانگر به اهداف زیر، مورد استفاده قرار می‌گیرد:
 

  • شناسایی و آشنایی عملی با هوشمندی و شعور الهی،
  • شناختن گنج درون و رسیدن به دانش کمال،
  • رهایی از گرفتاری در خویشتن،
  • خدمت به خلق و آشنایی با عبادت عملی و امکان تحقق بخشیدن به آن.

فرادرمانی برای بیمار نیز به عنوان یک حرکت عرفانی برای متحول نمودن او به کار گرفته می‌شود. زیرا، در این مکتب شفای جسم بدون تحولات مثبت درونی، فاقد ارزشهای لازم می‌باشد و اتصال بیمار به شبکه شعور الهی، توجه او را به منبعی هوشمند جلب نموده و او را به حقیقتی شگرف آشنا می‌کند که به دنبال آن، زمینه‌ی ایجاد تحولات درونی او را فراهم می‌سازد.

 
ساقیا بده جامـی، زان شراب روحانـی تا دمی بیاسایم، زین حجاب جسمانی

(شیخ بهایی)

نکته‌ی خیلی مهم: سن، جنسیت، ملیت، میزان تحصیلات، مطالعات، تعالیم و تجارب عرفانی و فکری، استعداد و لیاقتهای فردی و... همچنین نحوه و نوع تغذیه، ورزش، ریاضت و... در کار با شبکه شعور کیهانی هیچ گونه تاثیری ندارند. زیرا، این اتصال و برخورداری از مدد آن، فیض و رحمت عام الهی بوده که بدون استثنا شامل حال همه‌ی انسان‌ها می‌باشد.

 

بیا که دوش به مستی، سروش عالم غیب

نویـد داد که عـام است،‌ فیــض رحـمــت او

)حافظ(

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:32  توسط عرفان  |